هستی چه باشد
هستی چه باشد ؟آشفته خوابی
نقش فریبی ، موج سرابی
نخل محبت ، پژمرده شد، کو؟
فیض نسیمی ، اشک سحابی
در بحر هستی ،ماچون حبابیم
جز یک نفس نیست ،عمر حبابی
از هجرو وصلم حاصل همین بود
یا انتظاری ، یا اضطرابی
ما از نگاهت ،مستیم ،ورنه
کیفیتی نیست در هر شرابی
از داغ حسرت، حرفی چه گوید؟
ناکامیابی ، با کامیابی
دیدم رهی را ، می رفت و میگفت:
هستی چه باشد ؟آشفته خوابی
سوزد مرا سازد مرا
ساقی بده پیمانه ای ، زان می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو ، عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم ، بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم ، فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد ، فیضی که میخواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد ، سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا ، در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا ، بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سرو سهی ، سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را ، دور از بد اندیشم کند
رهی معیری
سلام به همه دوستان خوبم
خوووووووووبید؟
ممنون از دوستانی که لطف کردن و تولدمو تبریک گفتن
امیدوارم بتونم جبران کنم![]()
راستی اصل کاری یادم رفت
تبرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک
هوررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
استقلال قهرمان شد![]()
![]()
![]()
تبریک![]()
![]()
هوراااااااا
به همه استقلالی های عزیز به خصوص دوستای خوب خودم تبریک میگم این
قهرمانی رو دوستان یادتونه میگفتم استقلال قهرمانه؟دیدید درست گفتم؟؟؟
تبریک میگم به همه طرفدارای استقلال که فصل به این سختی بازم تیم رو حمایت
کردن و تنهاش نذاشتن
این قهرمانی مال هواداراست
مبارکه همتون![]()
استقلال![]()
قهرمان
موفق باشید
یا حق![]()
خوبید؟؟
ببخشید چندوقتی نمینویسم امتحانام شروع شده نمیتونم خیلی بیام![]()
راستی تولدم مبارک![]()
البته هنوز نیومده ولی خوب نزدیکه گفتم زودتر بگم چون شاید نیام این چندوقت![]()
پس تولدم مبااااااااااارک![]()
خوب حالا به علت ضیغ وقت از مهمانی دادن معذوریم لطفا کادوهای خود را ارسال
کنید![]()
تولد تولد تولدم مبارک ![]()
روز تولدم ۲۷ خرداد مباااااااااااااااارک![]()
خوب من منتظرم کادوهاتونو بگیرم ![]()
بچه ها برام دعا کنید ، برای همه دعا کنید من رو هم فراموش نکنید
![]()
![]()
موفق باشید و سلامت
یا حق![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شعر
نه دل مفتون دلبندی ، نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی ، نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را ، پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را ، نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی، نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت ، نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد ، اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد ، اگر خندان شوم روزی
کیم من ، آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی ، نه امیدی ، نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان ،چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران ، چون نگاهی بر نظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم ، که دارد عمر کوتاهی
رهی معیری
Sms
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست، امتحان ریشه هاست ، ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ، زندگی چون پیچکی است ،انتهایش میرسد پیش خدا.
به یاد داشته باشید زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند ! فراموش نکنید ، دیروز به تاریخ پیوست ، فردا معماست و امروز هدیه است
دوستت دارم از طلوع عشق تا غروب سرنوشت ، دوستم بدار شاید فردایی نباشد
زمانی که نا امید شدی به یاد آور که تاریک ترین ساعت شب نزدیک ترین لحظه به طلوع خورشید است
وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم : هی اون دوست منه ،اما وقتی می بازی کنارت مینشینم و می گم : هی من دوست توام
در قراردادي پيمانكار بازسازي ساختماني را دربرابر اجرتي كه بعدا طبق نظر كارشناس معلوم ميشود ميپذيرد
سوال 1_قرارداد مزبور چه وضعيتي دارد؟
پاسخ1_قرارداد مزبور را بايد صحيح دانست زيرا هرچند اجرت عمل به هنگام
قرارداد ،تفصيلا معلوم نيستاما به نحو اجمال معلوم است . چه اين كه در
واقعمعين و با جلب نظر كارشناس دانسته خواهد شد. به اين ترتيب طبق اصل
صحت بايد قرارداد را عقد جعاله تلقي كرد كه علم اجمالي به مورد آن براي
صحت عقد كافي است . زيرا تا آنجا كه ممكن است ، مقصود طرفين را بايد به
گونه اي تفسير كرد كه قرارداد مورد نظر ايشان از جهت قانوني ، صحيح باشد.
سوال2_آيا پيمانكار ميتواند در اثناي تعمير تمام يا قسمتي از اجرت را از صاحب كار درخواست كند؟
پاسخ2_با توجا به اينكه عمل بازسازي ساختمان ،عرفا داراي اجزاي مقصود
بالااصاله است ، يعني هر قسمت از عمل كه انجام ميشود ، به همان نسبت ،
منظور از قرارداد تحقق يافته است وبراي ادامه كار بازسازي عادتا نيازي به كار
دوباره نسبت با آن قسمت كه انجام شده نخواهد بود ؛ لذا طبق ملاك ماده
566 قانون مدني ، عامل مي تواند آن قسمت از اجرت را كه دربرار قسمت انجام
شده كار قرار ميگيرد مطالبه كند . اما نمي تواند تمام اجرت را درخواست كند .
زيرا ، مطابق ماده 567 قانون مدني ، درجعاله ، برخلاف اجاره شخص عامل
وقتي استحقاق جعل پيدا ميكند كه متعلق جعاله را تسليم كرده يا انجام داده باشد.
سلام
دنیای من
دنیای من با دنیای همه آدمها فرق داره توی دنیای من ماهیها پرواز میکنن پروانه ها
شنا
توی دنیای من فرق نابینا و بینا به خاطر این نیست که یکیشون نمیتونه ببینه
به این خاطره که یکیشون بهتر میشنوه به این خاطره که نابینا با دلش خدا رو
ونعمتهاشو میبینه چیزی که بینا با چشماش نمیبینه
توی دنیای من فرق زشت و زیبا به خاطره ظاهر نیست به این خاطره که زیبا میگه
خوشحالم که زیبام و همه منو دوست دارن من از همه بهترم اما زشت میگه
خدایا شکرت که سالمم شکرت که زنده ام و ندگیه شادی دارم
تو دنیای من خروس وقتی میخونه که دلش نگرفته باشه
تو دنیای من توپ بچه ها رو شاخه درخت نمی مونه درخت خودش توپ رو
میندازه پایین
تو دنیای من کسی گرسنه نمیخوابه کسی نگران نان نیست
تو دنیای من بچه ها به گنجشکها سنگ نمیزنن گنجشکها روی زمین راه میرن و
آواز میخونن
تو دنیای من همه همدیگرو دوست دارن بدون توجه به پول، ظاهر ، مقام و
پست
تو دنياي من ......به نظرت اين دنياي تو واقعيه يا دنياي من؟؟
به نظرت عشق چه رنگيه؟؟
به نظرت دوستي از چه جنسيه؟؟
به نظرت معرفت چي شده؟؟
به نظرت مردونگي و وفا كجاست؟؟
توي دنياي من عشق به رنگ چشماي توئه به رنگ قلبت
توي دنياي من دوستي از طلاست از آهنه غير قابل نابودي و پر ارزش
توي دنياي من معرفت تو سينه آدمهاست همسايه قلبشونه
توي دنياي من مردونگي تو وجود همه ي آدمهاست وفا كنار معرفته
توي دنياي تو چي؟
خانه ي دوست كجاست؟؟ تو دنياي تو يا من؟
دوست دارم روزي رو ببينم كه دنياي تاريك نابود شه و فقط دنياي من بمونه
براي همه ما هم من هم تو هم ما ![]()
![]()
![]()
بي تو مهتاب باز شبي از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد ، عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محمو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي
ا از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه ي عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم : حذر از عشق ! ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من ، نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ، ندانم ، نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريست
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از عاشق دل آزرده خبر هم
نكني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
فریدون مشیری
اسم شاعر رو نوشتم دوست گرامی ممنون از تذکرتون خوشحال شدم![]()
مهرت ای دوست زمانی ز دلم پاک شود که همه پیکر من زیر
زمین خاک شود
زندگی چیدن سیبی است باید چید و رفت زندگی تکرار پاییز
است باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هرکه آمد شادمان
کوزه ای پر کرد و رفت
وقتی از دنیا و آدمها خسته شدی برو بالای کوهی و فریاد بزن آیا هنوز
امیدی هست؟؟؟؟؟ آنگاه خواهش شنید هست .....هست.....هست
وقتی از غربت ایام دلم میگیرد مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم باز هم خاطره ها دست مرا می
گیرد
آسمان وقف نگاهت گل من مانده ام چشم به راهت گل من هر کجا
هستی و باشی گویم خدا پشت و پناهت گل من
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by elmitafrihi.blogfa.com
Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM